تبليغاتX
خودتی
خودتی
 

جواب شما دوست عزیز که نمی دونم کی هستی ولی یه حدسهایی می زنم که کی باشی .شما دم از عشق می زنی من همنون عاشقی بودم که وقتی به دورو بودن و دروغ گو بودن معشوقم پی بردم دیگر نمی خواستم تو این دنیا باشم دست به خود کوشی زدم رفتم اون دنیا و برگشتم ولی معشوقم حتی خم به ابرو نیاورد حتی به خانوادش گفت من با فلانی [یعنی من) دوست نبودم من به خاطر اون قرص ها قسمتی از حافظمو از دست دادم ولی باز اون فکر می کنه همش دروغه  .من خاطراتی که از اون داشتم بوسیدم گذاشتم کنار .اون برای همیشه تمام شده .من اینقد غیرتو دارم  .


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
۱.      دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود.

2.      دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.

3.      خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد.

4.      غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.

5.      گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است.

6.      حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است.

7.      زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد.

8.      چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند.

9.      مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.

10.  لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است.

11.  كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنيد.

12.  رابطه اي كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه مي يابد.

13.  چاله شكست پر است از انسان هاي تندرو.

14.  دوست جديد دنياي جديد است.

15. همه از عشق دم مي زنند اما عاشقان در سكوت مي ميرند.

16.  هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است.

17.  همه انسان ها در شهر خيال خويش اسطوره هايي منحصر به فردند.

18.  زندگي ساختني است نه گذراندني.

19.  جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن.

20.  غرور انهدام است مغرور نباش.

21.  اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن.

22.  امروز فرصتي است براي جبران ديروز و ساختن فردا.

23.  ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است.

24.  بقا از آن خداست باور نداريد از گذشتگان بپرسيد.

25.  كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد.

26.  در ميدان عشق قاتل و مقتول محبوب يكديگرند.

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |
Image hosting by TinyPic

چند روزدلم گرفته ، اخه نیستی تو کنارم

بی قرارم بی قرارم ، واسه تو همیشه یارم

مثل یک قطره هراسون، دنبال دریا می گردم

دنبال دستای گرمت واسه این دستای سردم

تا که چشمام رو می بندم چشماتو به یاد می یارم

با خیال دیدن تو ثانیه رو هم می زارم

از روزی که گفتی می ری تا به امروز تا به فردا

یه دونه ترس عجیب است که منو برده تو غم ها

ترس اینکه من نباشم دیگه تویه ارزو هات

ترس اینکه جای پاهام نباشه کنار جاپات

یه دونه بغض است که بسته راه این گلوی من رو

جرات گریه نداره اخه دیده خنده هاتو

چند روزدلم گرفته ، اخه نیستی تو کنارم

واسه تو همیشه یارم ، بی قرارم بی قرارم

یه صدایی تویه گوشم می گه زودی برمی گردی

منتظر برات می شینم تا با این کارم بخندی


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |